تبليغاتX
دایره المعارف کوچک دینی

دایره المعارف کوچک دینی

آشنایی با ادیان و مذاهب

نمازشب و نوافل

 

نمازهای مستحبی زیاد است كه آنها را «نافله» گویند و بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله های شبانه بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه، سی و چهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا[1] و یازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح می باشد.[2]


تأكید بر نافله ها
در اسلام تأكید فراوانی بر انجام نمازهای مستحبی شده و ثواب های زیادی نیز برای آن منظور گردیده است كه شمارش آنها، از حوصله درس خارج است. در اینجا تنها به ذكر یك روایت تبرّك می جوییم: رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود:
«إنّ للقلوب إقبالاً‌ و إدباراً فإذا أقبلت فتنفّلوا و إذا أدبرت فعلیكم بالفریضه»[3]
دلها را آمادگی و بی رغبتی است؛ هرگاه آمادگی داشتند، نافله بخوانید و اگر بی رغبتی نشان دادند برشما باد كه بر نماز واجب بسنده كنید.


فلسفه نوافل
می دانیم كه هر كار مستحبی اعم از نماز و غیر آن، عملی است كه برای استحباب آن از سوی شرع حكمتی وجود دارد و داوطلبانه، به دلخواه شخص انجام می گیرد كه در این صورت پاداش نیكو دارد و اگر هم انجام ندهد، عقاب و عذابی در كارنیست. در اینجا این سؤال پیش می آید كه فلسفه و علت تشریع كارهای مستحب از جمله نمازهای نافله چیست؟ در پاسخ گوییم چنین كاری دو علّت مهم و اساسی داشته است:


الف ـ تأكید بر حفظ نمازهای واجب
نمازهای مستحبی، نمازهای واجب را در برابر گردبادهای اهمال و سهل انگاری محافظت می كنند و قصد وسو سه و دستبرد شیطان به وسیله آنها شكسته و دفع می گردد.
به عبارت دیگر، نمازهای مستحبی سبب تقویت نمازهای واجب در برابر آسیبها و حوادث احتمالی است.
حمّاد بن عبدالله گوید:
علّت تشریع نمازهای نافله را از امام صادق ـ علیه السلام ـ جویا شدم.
ایشان پاسخ داد:
«علّت چنین كاری تأكید بر نمازهای واجب بوده است؛ زیرا اگر نماز مردم جز همین چهار ركعت نماز ظهر نبود، به آن اهمیت چندانی نمی دادند و احتمال داشت كه توفیق انجام آن را از دست بدهند، ولی وقتی نافله هم به آن اضافه شده، به خاطر زیاد بودنش در انجام آن تعجیل می كنند، همچنین است نماز عصر... .»[4]
نكته دیگر اینكه وضع نمازهای مستحبی، لطف و عنایتی است از جانب خدا برای بندگان، به این بیان كه بیشتر مردم در بجای آوردن نمازهای واجب، از نظر آداب و شرایط پذیرش و گزاردن نمازی خداپسند، كوتاهی می ورزند، از این رو، خداوند، نمازهای نافله را راه جبران این نقیصه قرار داده است: شخصی به نام «ابوبكر» گوید:
«حضرت امام باقر ـ علیه السلام ـ از من پرسید: آیا می دانی نمازهای مستحب برای چه وضع شده است؟ عرض كردم: فدایت شوم نمی دانم.
فرمود:
«لِأَنَّهُ إِنْ كان فِی الْفَریضَهِ نُقْصانٌ قُضِیَتِ النّافِلَهٌ عَلَی الْفَریضَهِ حَتّی تَتُمَّ»[5]
برا ی اینكه اگر در نماز واجب كمبودی باشد، نافله آن را جبران كند، تا كامل شود.
امام كاظم ـ علیه السلام ـ نیز فرمود:
«إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی أَتَمَّ صَلاهَ الفَریضَهِ بِالصَّلاهِ النّافِلَهِ وَ أَتَمَّ صِیامَ الْفَریضَهِ بِصِیامِ النّافِلَهِ»[6]
خداوند بزرگ، نماز واجب را با نماز نافله و روزه واجب را با روزه مستحب كامل كرده است.

 


ب ـ باز بودن مسیر تكامل
تشریع انواع عبادتها در ادیان الهی برای تكامل و تقرّب انسان به خدا صورت گرفته است كه عبادتهای واجب، حدّ ضروری و لازم آن است و هر كس مكلّف است با انجام آن خود را به چنین مرزی برساند.
از طرف دیگر، برای آنكه مؤمن توقّف نكند و راه تقرّب بیشتر به رویش باز باشد، عبادتهای اختیاریِ فراوانی فرا روی او قرار گرفته تا بتواند بدین وسیله سیر تكاملی خویش را ادامه دهد پس هر كه عبادتش بیشتر باشد، تقربش بیشتر است. شاهد این گفتار، سخن امام كاظم ـ علیه السلام ـ درباره قرآن است:
«... دَرَجاتُ الْجَنَّهِ عَلی قَدْرِ ایاتِ الْقُرْآنِ یُقالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَاُ ثُمَّ یَرْقی...»[7]
درجات بهشت به تعداد آیه های قرآن است. به او (مؤمن) گفته می شود (آیه های قرآن را) بخوان و بالا برو، او هم می خواند و بالا می رود.
حضرت رضا ـ علیه السلام ـ در این راستا فرمود:
«بدانید كه نمازهای نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشریع شده است؛ زیرا برخی از برخی، قوی ترند، نمازهای واجب برای پایین ترین سطح وضع شده، سپس مستحبات در پی آن آمده است تا قوی و ضعیف در حد توانشان عمل نمایند، بنابراین هیچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است... همچنین است روزه و حج و برای هر واجبی، مستحبی بدین معنا وجود دارد.[8]


تجلّی عشق به معبود
پس از آنكه مؤمن طعم شیرین عشق الهی را در نمازهای واجب چشید در پی ارتباط بیشتر با معبود خویش به دامن مستحبات چنگ می زند و برای جلب توجّه معشوق بی همتا، هدیه گرانقدر و زیبایی به نام «نماز مستحبی» را پیش كش می آورد. حضرت رضا ـ علیه السلام ـ فرمود:
«حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِیَّهٌ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ»[9]
نمازهای نافله را زیبا ادا كنید و آگاه باشید كه آنها هدیه ای به پیشگاه خدای بزرگ است.


نماز شب
در میان نوافل روزانه، ماهانه و سالانه، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است كه قرآن و روایات بر آن تأكید فراوان دارند. قرآن مجید با لحن بسیار شوق آور از شب بیداران زنده دل یاد كرده، می فرماید
«تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[10]
از بستر خواب پهلو تهی كنند، پروردگارشان را با بیم و امید بخوانند و از آنچه روزیشان كرده ایم انفاق كنند.
مرحوم طبرسی از امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ نقل می كند كه:
«منظور از مؤمنان در این آیه شب زنده دارانی هستند كه برای اقامه نماز شب از بستر گرم خویش بر می خیزند.[11]
آن گاه قرآن مجید از پاداش بزرگ و نفیسی كه خداوند به زاهدان شب عنایت می كند، خبر داده، می فرماید:
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ»[12]
هیچ كس نمی داند كه در ازای كاری كه انجام داده اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشنی ای برای آنها نهفته شده است.
حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیه شریفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَهٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَیَّنٌ فِی الْقُرْانِ إِلّا صَلاهُ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ یُبَیِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ»[13]
هیچ كاری نیكی نیست جز آنكه پاداشش در قرآن بیان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: فَلا تَعلَمُ نَفس».
ممكن است دراینجا این سؤال پیش آید كه چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است؟ این سؤال را به سه شكل می توان پاسخ داد:


1. كارهای ارزشمند و عظیم چنان است كه حقیقت آنها به سادگی قابل درك نیست، درعین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است.


2. قرّه العین و چشم روشنی، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است.


3. چون «نماز شب» مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است.[14]


رهبران بزرگوار اسلام نیز با تعبیرهای گوناگونی مردم را به انجام این عمل بزرگ تشویق می كردند كه در اینجا به یك نمونه آن بسنده می كنیم؛ معاذ بن جبل گوید:
«روزی رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ به من فرمود: اگر مایلی راه های خیر را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قیام الرّجل فی جوف اللّیل یبتغی وجه الله»[15]
(یكی از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پی یافتن رضای خداست.


برخی از آثار نماز شب
با اینكه همه پاداش اخروی نماز شب برای ما درك كردنی نیست، ولی معصومین ـ علیهم السلام ـ از برخی آثار دنیوی و اخروی آن ما را مطلع كرده اند كه نوضیح آن در زیر می آید:
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود
«إنّ قیام اللّیل قربه إلی الله و تكفیر السّیئات و منهاه عن الاثم و مطرده الدّاء فی الجسد»[16]
همانا نماز شب: 1. نزدیكی به خداست. 2. جبران كردن گناهان است. 3. باز دارنده از گناه است. 4. دفع كننده درد بدن است. 5. درسخنی دیگر فرمود:
«من صلّی باللّیل حسن وجهه بالنّهار»[17]
هر كس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نیكو (نورانی) می شود.
6. رزق روز را تضمین می كند؛ چنانكه شخصی خدمت آن حضرت آمده، بگونه ای عرض نیاز كرد كه گویا به نان شب محتاج است. امام پرسید: آیا نماز شب می خوانی؟ پاسخ داد آری، حضرت رو به یاران خویش كرده فرمود:
«كذب من زعم أنّه صلّی باللّیل و یجوع بالنّهار إنّ الله ضمّن بصلاه اللّیل قوت النّهار»[18]
كسی كه ادعا می كند نماز شب خوانده و در روز گرسنه مانده است، دروغگوست؛ زیرا خداوند به وسیله نماز شب روزی روز را تضمین كرده است.
7 و 8 و 9ـ چهره را زیبا می سازد غم را می زداید و دیده را جلا می دهد، چنان كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ درباره این سه اثر فرمود:
«صلاه اللّیل تحسن الوجه و تذهب بالهمّ و تجلوا البصر»[19]
نماز شب چهره را نیكو می كند و غم را می زداید و دیده را جلا می دهد.
10. بهشت، پاداش آن است. رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ هنگام ارتحال به ابوذر فرمود:
«یا أباذرًّ! إحفظ وصیّه نبیّك تنفعك، من ختم له بقیام اللّیل ثمّ مات فله الجنّه»[20]
ای ابوذر سفرش پیامبرت را حفظ كن كه برایت سود آور است: هر كس آخر كارش با نماز شب باشد و بمیرد، بهشت برای اوست.


[1] . تذكّر: او ركعت نافله عشا نشسته خوانده می شود و روی هم یك ركعت محسوب می گردد.
[2] . توضیح المسائل، امام خمینی (ره)، مسأله 764.
[3] . فروع كافی، ج 3، صفحه 454.
[4] . علل الشرایع، مترجم، صفحه 328، داوری.
[5] . همان.
[6] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 27.
[7] . اصول كافی، ج 2، صفحه 443، اسلامیه.
[8] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 22.
[9] . همان.
[10] . سجده (32)، آیه 16.
[11] . مجمع البیان، ج 7، 8، صفحه 331، دارالحیا التراث العربی.
[12] . سجده (32، آیه 17.
[13] . مجمع البیان، ج 7ـ 8، صفحه 331.
[14] . ر. ك: مجمع البیان، ج 7ـ 8،صفحه 331.
[15] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 123.
[16] . بحارالانوار،‌ج 87، صفحه 155.
[17] . وسائل الشیعه، ج 5، صفحه 270.
[18] . وسایل الشیعه، ج 5، صفحه 271.
[19] . همان، صفحه ‌272.
[20] . همان، صفحه 274.

 

علي اصغر الهامي نيا- غلامعباس طاهر زاده- اخلاق عبادي، ص115
منبع

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.ب  | 

 فاطمه چراغ علی ]

کلمه شیطان را بسیار شنیده اید ، هم او که در کمین آدمیان نشسته است تا آنها را از مسیر اصلی خود که همانا صراط مستقیم است دور نمایدمسیری که اگر موفق به طی آن شویم در جوار رحمت الهی آرام خواهیم گرفت و این خود مستلزم داشتن معرفت نسبت به خودمان وهدف خلقتمان است ولی باید توجه داشت در این مسیر شیطان وافراد شیطان نما نیز منتظرهستند.
کلمه « شیطان» ازماده « شطن» گرفته شده به معنی خبیث وپست است ،شیطان به موجود سرکش ومتمرد گفته می شود. بایدگفت که «شیطان» اسم عام(اسم جنس)است، در حالی که «ابلیس» اسم خاص (علم)می باشدوبه عبارت دیگر« شیطان» ،به هر موجود موذی ومنحرف کننده و طاغی وسرکش،خواه انسانی وغیر انسانی می گویند وابلیس نام آن شیطانی است که آدم را فریب داد واکنون هم بالشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.
شیطان ،به موجود موذی ومضر گفته می شود، موجودی که از راه راست برکنار بوده ودرصدد آزار دیگران است، موجودی که سعی می کندایجاد دو دستگی نماید و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنانکه در آیه 91سوره مائده می خوانیم:« انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء 000شیطان میخواهد بین شما ، دشمنی و بغض و کینه ایجادکند000». شاید بپرسید شیطان که موجوداغواگراست ،اصلا چرا آفریده شدوفلسفه وجود اوچیست؟
اولا خداوند شیطان را، شیطان نیافرید، به این دلیل که سالها همنشین فرشتگان و بر فطرت پاک آفریده شد وانحرافش براثر خواست خودش بود.
ثانیا از نظر سازمان آفرینش ، وجود شیطان ،برای افراد با ایمان وآنها که می خواهند راه حق رابپویند، زیان بخش نیست، بلکه وسیله پیشرفت وتکامل آنها است،چه اینکه پیشرفت و ترقی وتکامل ، همواره در میان تضادها صورت می گبرد.
باید توجه داشت شیطان در مسیر منحرف کردن انسانها به صورت تدریجی گام برمی داردو سعی می کند آنها رادر انحرافات غرق نماید.
تاثیر شیطان در وجود انسان ، یک نوع تاثیر خفی و نا آگاه است که در بعضی ازآیات از آن به «ایحاء» شده است.
در آیه 121سوره انعام می خوانیم « وان الشیا طین لیوحون الی اولیائهم: شیطان به دوستان خود و کسانی که آماده پذیرش دستورات آنها هستند، وحی می کنند» همانطوری که می دانیم« وحی» در اصل صدای مخفی و مرموز و احیانا تاثیرهای ناآگاهانه است.
الشیطان یعدکم الفقرویامرکم بالفحشاءوالله یعدکم مغفره منه وفضلا والله واسع علیم (268/بقره)
شیطان شما را به هنگام تصمیم به انقاق از تهیدستی می ترساند و شما را به زشت کاری فرمان می دهد، ولی خدا شما را به آمرزشی از جانب خود و(به)بخششی(بسیار)وعده می دهد و خدا گشاینده و دانا است.
« یعد» : وعده می دهد.
باید توجه داشت در ایات قرآن کریم راز سقوط شیطان به کرات بیان شده است:
*هنگامی را( به یاد آور که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من از گلی (تیره)بشری (ارجمند)خواهم آفرید.(71/ص)
*پس هنگامی که او را درست کردم و از روح خود در (کالبد)او دمیدم (شما) در برابرش سجده کنان (به خاک)بیافتید.(72/ص)
*پس فرشتگان همگی یکسره (در برابر آدم به فرمان خدا و در جهت تقرب به بارگاه او) سجده کردند.(73/ص)
*مگر ابلیس که سرباز زد واز کفرگرایان گردید.(74/ص)
*(خدای فرزانه به او)فرمود: هان ای ابلیس چه چیزی تو را از این (کار)بازداشت که برای به دست (قدرت و تدبیر)خود آفریده ام سجده آوری؟ آیا (به راستی)تکبر ورزیدی یا از برتری طلبانی؟(75/ص)
*این آیه در قالب پرسشی وبه صورت نکوهش ابلیس آمده و این بدان دلیل است که فرشتگان بدانند که این موجود رانده شده و سرکش تنها به انگیزه تکبر و خود بزرگ بینی راه نافرمانیرا درپیش گرفت و نه به خاطر داشتن عذر و بهانه ای قابل دفاع.(75/ص)
*این سرکشی و نافرمانی ات از آن جهت بود که به راستی تکبر ورزیدی و یا از برتری جویانی؟ آیا خود را از آن چه هستی برتر و بالاتر پنداشتی وخود را فراتر از فرمانبرداری از خدا قرار دادی ویا ازکسانی بودی که مقامشان فراتر از این است که سجده آورند و بدین پندار خود را برتر پنداشتی؟(75/ص)
* (ابلیس)گفت: (بار خدایا)من از او بهترم،(چرا که)مرا از آتشی (فروزان)آفریدی،اما اورا از گلی (تیره وبی مقدار)ابلیس برای پاسخ ،این پنداررابرگزی که آدم ونسل تباراو برتر وبالاتراست،از این رونباید ازاوخواسته شود که در برابرآدم سجده آورد.(76/ص)
فرمود: اینک(که چنین است)ازآن(موقعیت وجایگاه)بیرون شوکه تو رانده شده ای.
*وبه یقین لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود.(78/ص)
*(ابلیس)گفت:پروردگارا،پس مرا تاروزی که(مردم برای حسابرسی)برانگیخته میشوند،مهلت ده.(79/ص)
*ابلیس به جای بیداری وتصمیم به بازگشت ازسرکشی و نافرمانی وبه جای جبران گناه،به شقاوت وبیداددیگری دست یازید واز بارگاه خدا فرصت و مهلت خواست،اما نه برای بازگشت به حق و اصلاح پذیری ،بلکه ادامه سرکشی و گمراهی وگمراه گری،به همین جهت رو به بارگاه خدا آورد.(79/ص)
*فرمود:به یقین تو از مهلت داده شدگانی.(80/ص)
*(اما نه برای همیشه،بلکه)تاروز آن معلوم (ومشخص)!پیام آمدکه خواسته ات برای مدتی مشخص پذیرفتهاست،اما به هوش باش که این مهلت برای همیشه نیست.(81/ص)
*گفت: پس به شکست ناپذیری ات سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم ساخت.
درست در اینجا بود که ابلیس درون آلوده و اندیشه پلید خود را برای همه هوشمندان عصرها و نسل ها آشکار ساخت و گفت : قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین پروردگارا!به شکست ناپذیریت وقدرت بیکرانت که همه پدیده ها مغفور آنندسوگند که من همه فرزندان آدم رااز شاهراه حق و عدالت و توحید وتقوی به بیراهه خواهم کشاند.
*مگر بندگان خالص شده (وپاکدل)ات ا زمیان آنان را (که من نمی توانم برآنان چیره گردم).(83/ص)
در پایان باید گفت که انسان همواره در لحظه های عمر خویش ودر گزینش کارها دو راه بیشترنداردیکی را ه شیطان وگمر اهی است ودیگری راه کمال وصراط مستقیم ،وتمام تلاش شیطان آن است که بر سر راه مستقیم بنشیندوبه عنوان یک رهزن ماهر نگذارد کسی این صراط را طی کندهرگاه انسان بتواندبا اراده و ایمان این خواسته ها و امیال را که توسط شیطان به دایره ذهن اوهجوم می آورندقبل ازاین که منجر به عمل شوند تزکیه وتصفیه نماید به صراط مستقیم که رستگاری وسعادت ابدی است راه می یابد.
- منبع: شیطان شناسی از دیدگاه قرآن(دکترمحمد بیستون)
منبع

+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.ب  | 


جامعه شناسی شیطان پرستی :: مریم سعادتی

شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله می‌دهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر می‌دانند. شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک می‌گویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود. خود کشی توجیهی اینگونه دارد ، " اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟"  پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.


شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قویتر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا است. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود را قانونمند می‌کند. در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان می‌نامند.
تعریف دوم: گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.

ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید



جامعه شناسی شیطان پرستی :: مریم سعادتی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.ب  |