تبليغاتX
دایره المعارف کوچک دینی

دایره المعارف کوچک دینی

آشنایی با ادیان و مذاهب

 
آرماگدون

مسیحیت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف یكدیگر یعنی كلیسای كاتولیك روم، ارتدكس و پروتستان تقسیم شده است. این سه كلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی كاملاً از یكدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می كنند و حتی انجیل كلیسای پروتستان با انجیل كلیسای كاتولیك تفاوت زیادی دارد. یكی از ویژگی های كلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیك آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در كشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می كنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و كلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملكه انگلیس در رأس دولت و كلیسا قرار دارد.

در یك قرن گذشته جریان جدیدی كه در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مكتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مكتب نوظهور به بنیادگرایی معروف است در جامعه آمریكا نفوذ فراوانی دارد.

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یکسری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است

اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریكا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند كه پیروان كلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را كه در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. پیروان این مكتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاد دارند پیروان این مكتب، مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند كه فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاك خواهند شد. از ویژگی های ممتاز پیروان این مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریكا می باشد. اما یک ایدئولوژی بسیار مهم و مقدسی که پیروان صهیونیسم مسیحی، به آن اعتقاد دارند، واقعه آرماگدون است. این ایدئولوژی در واقع یک نحله فکری خاص است که دارای نگرشی آخرالزمانی است و بنیادگرایان مسحی علاقه زیادی به این موضوع داشته و به همین خاطر، به طرق مختلف به ارائه اطلاعات و تبلیغات وسیعی در این رابطه پرداخته اند.

قدس، فلسطین

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یکسری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است.

آرماگدون در تفکر صهیونیسم مسیحی همان نبرد آخرالزمان است که امروزه در دو منطقه اروپا و آمریکا، هفتاد میلیون هوادار سرسخت دارد که برای استحکام بخشیدن به بنیانهای فکری و نظری خود، هر تلاشی چه در عرصه ملی و بین المللی انجام می دهند تا از ساحت عقیده خود دفاع کنند.

                                    آرماگدون چیست؟

آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در جنوب شرقی هیفا در قسمت شمالی کشور فلسطین قرار دارد و در محدوده کرانه های باختری رود اردن واقع شده است. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در مسیر و تقاطع شمال به جنوب و شرق به غرب بوده است. آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده است. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد. جاییکه حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته که در آن بزرگترین نبرد جهان رخ می دهد.

مسحیت

اما بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و به واسطه این نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.

در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:" ...و آنها را در جایی گرد آورد که به زبان عبرانی آرماگدون می نامند."

در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده  و در منابع اسلامی همچون قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است. حال آنکه در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد.

در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد

این ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.

جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید:" روسیه و هم پیمانان آنها(ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی است و عده زیادی از بین خواهند رفت.

صهیونیست

اما گروه مقابل نیروهای خیر می باشند که همان حامیان اسرائیل هستند که به رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه را با سلاح های کشنده ی خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به را افتد که تا افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.

در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند چنین عباراتی را بیان می کند:

"بیایید و قربانی که را برای شما آماده کرده ام، بخورید. به کوه های اسرائیل بیایید و گوشت بخورید و خون بنوشید! گوشت جنگاوران را بخورید و خون رهبران جهان را بنوشید که مانند قوچ ها و بره ها و گاوهای پرواری شده اند.

نهایتا جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح، به عنوان منجی ایشان، به پایان خواهد رسید، پس از آنکه دو سوم آنها در این نبرد از بین می روند. سپس مسیح، مومنان به خویشتن را همراه خود به آسمانها می برد و اینان از بالای آسمان در حالیکه در راحتی و خوشی هستند، نظاره گر نبرد آرماگدون خواهند بود و بعد از اتمام جنگ به همراه مسیح به زمین بازمی گردند تا برای مدتی طولانی زندگانی سرشار از سعادت و آسایش را سپری کنند.

به نظر می رسد در توصیفاتی که از جنگ هسته ای شده است، چاشنی اوهام و خیالات نیز راه یافته است. با بررسی دقیق تر بهتر است به طور همه جانبه به شرح این موضوع بپردازیم.

ادامه دارد...

فاطمه ناظم زاده/گروه جامعه و سیاست

منابع:

"آرماگدون"،محمود النجیری،ترجمه زعفرانی و عباسپور،نشر هلال

"آرماگدون، صهیونیسم و پروتستانتیزم"،حیدر رضا ضابط، سایت موعود

" صهیونیزم مسیحی " ، : سید امیر حسین – اصغری، سایت موعود

"یهودیت"،عبدالرحیم سلیمانی سروستانی،نشر صدف

"آرماگدون" مجموعه لوح های فشرده موعود

تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بامداد  | 



 انسان مسافر در حال سیر و سفر[۱]

سالک کوی حقصورت و سیرت انسان در قرآن

سیر و صیرورت انسان

امامان معصوم علیهم السلام، رهبران ملکوتی جامعه بشری

هجرت به سوی دوست

 

سالک کوی حق
بهترین و مهم ترین هدف تنزل قرآن از ناحیه حقِّ محض و هستیِ صرف، همان تذکیهٴ عقل و تزکیهٴ روح و تضحیهٴ نفس انسان است. آن هم انسانی که در مرحله والای خود استاد فرشتگان می‏شود و اسمای الهی را به عرشیانِ مقرّب خداوند، می‏آموزد.
برای رسیدن به این هدف دو محور اصلی مورد نیاز است: یکی مُلکی و ظاهری و دیگری باطنی و ملکوتی.
محور مُلکی و ظاهری، مسئلهٴ رهبری نظام، امامت امت، اداره جامعه، کشورداری و ولایت فقیه است. این بحث ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شکوفا شد و مسلمانان دریافتند که در کارهای ظاهری خود، نیازمند نظامی هستند که جامعه را سازمان دهد و هر نظامی نیز محتاج رهبر و هدایتگری است تا آن سازمان را هدایت کرده و به سامان رساند.
محور دوم که بسیار مهمتر از اولی است و تکیه گاه آن به شمار می‏رود، همان رهبریِ باطنی و ملکوتی است. برای حصول این محور ابتدا انسان باید بداند که دردرون خود سفری دارد و آن سفر، دارای مراتب و منازلی است و در هر یک از این مرتبه ها و منزلت ها نیاز به رهبری، انکار ناپذیر است؛ چون در هر منزل، راهزنانی چیره دست و خطرناک در کمین اند. اگر توشه و تجهیزات کافی در اختیار سالک باشد، انسان سائر با رهبری ملکوتی، به سلامت از این فراز و فرودها گذر می‏کند و به مقصد نهایی که ملاقات با خدای رحمان است، و اصل می‏شود.
از نظر قرآن کریم انسان هرگز موجودی راکد و آرام نیست و با این که به ظاهر، گوشه ای نشسته است، تلاش و کوششی پی‏گیر هماره او را به حرکت می‏خواند و به سرمایه دار شدنش ترغیب می‏کند. امّا سرمایه ای کوثری و درونی نه تکاثری و بیرونی؛ چون سرمایه داری، دو گونه است. گاهی از بیرون، سرمایه می‏آید و مانند بانک ها و موزه ها و مخزن ها در جایی انباشته می‏شود. اما گاهی سرمایه از درون، شکل می‏گیرد و آن گونه که در معدن ها و اقیانوس ها مشهود است، ثروتی شگفت انگیز حاصل می‏شود. هیچ دستی از بیرون، دُرّ و مروارید و گوهرِ شب چراغ به دریا نریخت. بلکه این سرمایه های عظیم از درون، ساخته شده و اگر چه دریا چهره ای آرام از خود به نمایش گذارده، امّا در ژرفای خویش سرگرمِ ساختن و پرداختن کوثر است و این درسی است الهی برای انسان که:
چو دریا به سرمایهٴ خویش باش ٭٭٭٭ هم از بود خود سود خود بر تراش
اگر انسان به این مرتبه دست یافت، نه یک موجود کوچک که «جهانی است بنشسته در گوشه ای» و گرچه آرام است اما دریایی است سرگرم گوهر ساختن.
بنابراین خدای سبحان، انسان را مسافری می‏خواند که با شتاب و تلاش در حال سیر و سفر است و پایان سیر او نیز ملاقات با خداست: ﴿یا أیّها الإنسان إنّک کادح إلی ربّک کدحا فملاقیه﴾[۲] . اگر انسان یقیناً در سفر است و مقصدش لقاء الله، قهراً حرکت او سیری است عمودی و طولی. یعنی تکاملی و ملکوتی، نه سیری افقی و اقلیمی؛ زیرا خداوند در منطقه و جایگاهی ویژه نیست. بلکه انسان به هر سو که روی آورد، چهره به سوی خدا کرده است. چه به سوی آسمان و زمین؛ زیرا: ﴿و هو الّذی فی السّماء إله وفی الأرض إله﴾[۳]  و چه به سوی شرق و غرب؛ زیرا: ﴿وللّه المشرق و المغرب فأینما تولوا فثمّ و جه اللّه﴾.[۴]

سیر و صیرورت انسان
قرآن کریم از سیر انسان به «صیرورت»، یاد کرده است. تفاوت صیرورت با سیر در این است که سیر (با سین) به معنای حرکت است که در همهٴ اجرام زمینی و آسمانی، وجود دارد. اما صیرورت (با صاد) یعنی تحوّل و شدن و از نوعی به نوع دیگر و از منزلتی به منزلت دیگر و از مرحله ای به مرحلهٴ دیگر، تکامل یافتن.
یک خودرو که در بزرگراهی شتابان به پیش می‏رود و نیز میوه ای که مرحله های گوناگون را پشت سر می‏گذارد، هر دو در حرکت اند. اما اوّلی به نحو سیر و دومی به نحو صیرورت؛ زیرا اگر چه میوه هم از خاک، حرکت کرده و از راه ریشه، جذب درخت شده و بعد به مرحله شکوفه رسیده و پس از آن به میوهٴ کال و خام و سپس رسیده و پخته و بعد هم در کارخانه به عصارهٴ آن میوه تبدیل شده است و برخی از این حرکت ها سنّتی و بعضی صنعتی است، اما این حرکت به نحو صیرورت و تحوّل است نه به منهاج سیر صرف و حرکت بحت.
نیز عطر خوش بویی که شامه ها را می‏نوازد وفضا را عطر آگین می‏سازد، تحوّل خود را از خاک، آغاز کرده وحالت های بوته وغنچه و گل وگلاب را پشت سرگذاشته و این گونه، «شده است». این شدن را که حرکتی درونی است، صیرورت گویند.
انسان ها نیز که بی‏استثنا در حال سیر و حرکت اند، صیرورت و تحول و شدن را پیش رو دارند که نهایت آن، لقای حق (تبارک و تعالی) است؛ زیرا هر کدام، چهره ای دارند که رهبری آن چهره به دست خداست: ﴿ولکلّ وجهة هو مولّیها﴾.[۵] کسی که به سوی فضیلت و عدالت و استقلال و آزادی از غیر خدا و تواضع و فروتنی و پاکدامنی و امانت و… حرکت می‏کند، سیر الی الله دارد و کسی که به سوی رذیلت ها پیش می‏رود نیز به ملاقات خدا می‏رود. اما اوّلی به لقای أرحم الرّاحمین می‏رسد و دومی به ملاقات اشدّ المعاقبین. نه در صورت اول، شخص دیگری غیر از انسانِ صالح، تحسین می‏شود و نه در صورت دوم، دیگری غیر از فرد طالح توبیخ می‏گردد؛ زیرا:
اگر بار، خار است، خود کشته ای ٭٭٭٭ وگر پرنیان است، خود رشته ای
آن که نرم گفتار و نرم رفتار و نرم خوست، گویی در جامهٴ پرنیان و حریر آسوده است و آن که در حال تهاجم و خیانت و مزاحمت برای دیگران است، گویی بستری از تیغ، فراهم آورده و خود را به درد و رنج، گرفتار ساخته است:
چه آساید به هر پهلو بغلتد ٭٭٭٭ کسی کز خار سازد او نهالین[۶]

امامان معصوم علیهم السلام، رهبران ملکوتی جامعه بشری
اگر انسان در حال سیر و حرکت است، ناگزیر حرکت دهنده ای برای او هست؛ زیرا ممکن نیست که حرکت و متحرک وجود داشته باشد، اما محرّکی در کار نباشد. گرچه عنوان حرکت و نام متحرک در قرآن نیامده تا نیازمندی به محرّک در آن مطرح گردد، لیکن عنوانِ «سیر» در قرآن طرح شده و خداوند به عنوان مُسیِّر و تسییر کننده معرفی شده است. مانند: ﴿هوالذی یُسیّرکم فی البرّ و البحر﴾[۷] ، ﴿و یوم نسیّر الجبال﴾[۸]
امام‏کاظم (علیه السلام) نیزاین‏حقیقت راچنین‏بیان می‏کنندکه هیچ‏متحرکی نیست مگراین‏که نیازمندبه محرّک است: «وکلّ متحرّکٍ محتاجٌ إلی‏من یحرّکه أویتحرّک به».[۹]
این سخن، هم در رهبری مُلکی و ظاهری جامعه مطرح است و هم در رهبری ملکوتی و باطنی. یعنی افزون بر امور عادی و مادی انسان، نماز و روزه و دیگر عبادت های آدمی نیز هر یک سیری دارد که با صیرورت و تحوّل درونی انسانِ عابد همراه است. حتماً چنین حرکتی، محرّکی دارد. چه کسی این سیر باطنی و تحول درونی او را رهبری می‏کند و محرّک این قافلهٴ پر جنب و جوش، کیست؟
امامان معصوم افزون بر آن رهبری ظاهری و ادارهٴ مُلکی، عهده دار این سیر درونی و رهبری ملکوتیِ جامعهٴ بشری نیز می‏باشند. اگر چه بیگانگان، رهبری ظاهری را از ائمه اطهار (علیهم السلام) گرفتند و آنان را خانه نشین کردند، اما این رهبری ملکوتی، حقیقتی است که از وجود مقدس آنان زوال ناپذیر و جدا ناشدنی است؛ زیرا نه قابل نصب اعتباری است و نه مورد تهاجمِ غصب ظاهری.
نمازی که انسان می‏خواند اگر پذیرفتنی باشد، کلمهٴ طیّبی است که به سوی خدا بالا می‏رود و موجب تقرّب صاحب آن به خدای سبحان می‏شود؛ زیرا: «الصّلاة قربان کلّ تقیّ».[۱۰] روزه و زکات و حج و دیگر عبادات نیز هر کدام این چنین است؛ چون: ﴿إلیه یصعد الکلم الطیّب﴾.[۱۱] این صعود و تقرّب، سیری به نحو صیرورت دارد که مسلماً نیازمند تحریک و رهبری است.
یعنی عمل صالح و سائدی باید که دیگر اعمال را بالا ببرد و عامل سائد و اسوه ای باید که دیگر عمل کنندگان را رهبری کند و چنین انسان کاملی همان امام معصوم است که نمازش، نماز هر تقی را امامت می‏کند و خود او نیز رهبری ملکوتی انسان ها را به سوی هدف نهایی از آفرینش بشر برعهده دارد. بر این اساس و بدین معناست که هر کس اول وقت نماز به پا دارد، به امام زمان خویش، اقتدا کرده است. چون امام زمان (علیه السلام) هماره اول وقت نماز می‏گذارد و هر کسی در هر اقلیمی که باشد اگر اول وقت نماز بخواند در این عمل با فضیلت به امام خود اقتدا کرده و از او پیروی نموده است. یعنی نماز او به کاروان نماز هایی پیوسته که با امامتِ نماز ولیّ خدا، به سوی خدا در حال صعود است.
خدای سبحان دربارهٴ این رهبری ملکوتی، اشاره های فراوانی دارد و با تعبیر های گوناگون مانند: صیرورت الی الله، لقاءالله، فرار الی الله، قلب الی الله، رجوع الی الله، حشر الی الله، هجرت الی الله و…، از مبدأ غایی انسان سخن می‏گوید و حدود رهبری این حرکت را نیز ترسیم می‏کند. در این بخش به برخی از این آیات، پرداخته می‏شود.
از جمله آیات صیرورت، این آیه شریفه است که می‏فرماید: ﴿وللّه ملک السّموات و الأرض و ما بینهما وإلیه المصیر﴾.[۱۲] یعنی سلطنت آسمان ها و زمین و آنچه میان آسمان ها و زمین است، از آن خداست و صیرورت همگان نیز به سوی اوست.
معنای این سخن، آن است که هر چیزی در عالم، صیرورت و تحوّل و شدنی دارد و پایان تمام تحول ها و نیز محوّل در همهٴ آنها خدای سبحان است. از این رو دعای تحویل سال، نه تنها ترنّم بهاری که زمزمهٴ همیشگیِ راهیان کوی اوست که: «یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر الّیل و النّهار یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا إلی أحسن الحال» [۱۳]. ای آن که همه تدبیرها و قلب و انقلاب ها و تحوّل و تحویل ها به دست تو و در حیطهٴ ارادهٴ توست! حال ما را نیز به بهترین وجه، تبدیل و متنِ وجود ما را که خود آفریدی، خود نیز شرح فرما.
امامان معصوم که رهبری ملکوتی انسان را در صیرورت به سوی خدا برعهده دارند، به گونه ای ما را تربیت می‏کنند که دچار این خسارت ها و سفاهت ها نشویم و از عقل و حکمت، باز نمانیم.
امیر المؤمنین (علیه السلام) در کلام نورانی خود می‏فرمایند: «أیّها النّاس إعلموا أنّه لیس بعاقل من انزعج من قول الزّور فیه ولا بحکیم من رضی بثناء الجاهل علیه»[۱۴]  آن که باسخنان باطلِ دیگران،صحنهٴ خدمت به جامعه را ترک می‏کند،عاقل نیست و آن کس که با تمجید و ثنای بی‏جایِ دیگران خوشنود می‏شود، فاصلهٴ زیادی با حکمت دارد. او باید بر این حال، بنالد که اگر حکیم بودم، جاهلِ بی‏خبر از حکمت، به ثنای من بر نمی‏خاست، چه اینکه اگر عاقل و خردمند بودم، هرگز از گزاف گوئی جاهلانهٴ برخی، منزجر نمی‏شدم و تعادل خود را از دست نمی‏دادم. این که پیامبران و امامان با آن همه رنج ها صحنهٴ ارشاد و هدایت و حمایت جامعه را ترک نکردند، نتیجهٴ روشنِ همین عقل و حکمت الهی در آنهاست که نه مدح کسی آنان را به صحنه می‏کشاند و نه قدح کسی آنها را از صحنه، خارج می‏کند و خداوند، چنین انسان های کاملی را به رهبری ملکوتی جوامع بشری گماشته است.

هجرت به سوی دوست
دعوت انسان به سیر ملکوتی، توسط خدای سبحان، علاوه بر این که به شکل صیرورت، آمده است، به گونهٴ «هجرت» نیز مطرح است و خداوند، انسان را به بار بستن و مهاجرت از زمینهٴ پلیدی‏ها، فرمان می‏دهد که: ﴿والرُّجز فاهجر﴾.[۱۵]
گرچه صیرورت و هجرت، نکات مشترک و نقاط جامع دارند، لیکن در برخی امور از یکدیگر متمایزند.
تفاوت میان این دو حرکت، در آن است که «صیرورت»، تحوّل و شدن است که انسان در آن، از نوعی به نوعی و از مرتبه ای به مرتبهٴ دیگری متحول می‏شود. امّا حرکت در هجرت، به نحو فرار از چیزی و جایی به سوی چیز یا جای دیگر است. بنابراین انسان باید بداند از چه چیزی بگریزد و به سوی چه چیزی باید گرایش داشته باشد و آیهٴ شریفه، این مطلب را بیان می‏کند که باید از پلیدی‏ها گریخت و چون محور این فرمان الهی، نفس انسان است، مقصود از ﴿والرّجز فاهجر﴾، هجرت از جهل به سوی علم، از جهالت به سوی عقل، از تکبّر به سوی تواضع، از ناشکیبایی به سوی بردباری، از حرص و آز به سوی قناعت و در یک کلام هجرت از هر رذیلتی به سوی فضیلت های الهی انسانی است.
بر این اساس، تاریخ هجری هر کس از نخستین لحظهٴ سیر درونی او آغاز می‏شود و به هر اندازه که این راه را ادامه دهد، عمر او امتداد می‏یابد. چنین نیست که با چرخش زمین به دور خورشید، سنّ انسان بالا رود و آدمی کامل شود. عمر هرکس، محصول هجرت اوست. اگر کسی رذیلت ها یا فضیلت های دوران خرد سالی را با همان ویژگی کودکی تا هشتاد سالگی مثلاً حفظ کرد و درون خود هیچ سیر و سفری ننمود، این انسان، کودکی سالخورده یا سالخورده ای کودک است؛ زیرا اصلاً بزرگی را تجربه نکرده و با این که سن زمین، زیاد شده، عمر او افزایش نیافته است. صاحب دلان، از این سکوت و سکون در هراسند که روی به مناجات آورده و می‏گویند:
إلها به هنگام پیری مرا ٭٭٭٭ تمنّی نفس جوانی مده
پس هجرت از پلیدی‏ها برای انسان، غایتی است ملکوتی که فرار از رذیلت ها، ابتدای آن بوده و به قرینهٴ مقابله، رسیدن به فضیلت های مقابل، هدف متوسط و نیل به لقاء الله، مقصد اَسنای آن است.

پاورقی  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱  - کتاب «صورت و سیرت  انسان در قرآن»، خلاصه صفحات ۹۷-۱۱۳
۲  ـ سوره جاثیه، آیهٴ ۲۳/
۳  ـ سورهٴ انشقاق، آیهٴ ۶/
۴  ـ سوره زخرف، آیهٴ ۸۴/
۵  ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۱۵/
۶  ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۴۸/
۷  ـ نهالین: بستر.
۸  ـ سوره یونس آیه ۲۲/
۹  ـ سورهٴ کهف، آیهٴ ۴۷/
 ۱۰ ـ بحار، ج ۳، ص ۳۱۱، ح ۵/
 ۱۱ ـ وسائل، ج ۴ ، باب ۱۲، ح ۴۴۷۰/
 ۱۲ ـ سورهٴ فاطر، آیهٴ ۱۰/
 ۱۳ ـ سوره مائده، آیه ۱۸/
 ۱۴ ـ بحار، ج ۱، ص ۲۰۴، ح ۲۵/
 ۱۵ ـ سوره ٌ مدثر، آیهٴ ۵/

منبع

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بامداد  | 

ربیع الاول در گذر تاریخ

۱ ربیع الاول             هجرت رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم  - نخستین سال هجرت 

 ۱ ربیع الاول             نزول آیه اى در شأن امام على بن ابیطالب  علیه السلام  - سال اوّل هجرى

                              قمرى

 ۱ ربیع الاول            سریه عبیدة بن حارث - سال دوّم هجرى قمرى

 ۱ ربیع الاول            نامه معاویه به امام على بن ابى طالب  علیه السلام  - سال ۳۶ هجرى قمرى

 ۱ ربیع الاول            کشته شدن مسوّر بن مخرمه در خانه خدا - سال ۶۴ هجرى قمرى

۱ ربیع الاول             ماموریت موفق عباسى براى نبرد با صاحب الزّنج - سال ۲۵۸ هجرى قمرى

 ۵ ربیع الاول             وفات حضرت سکینه بنت الحسین علیه السلام  - سال ۱۱۷ هجرى قمرى 

 ۸ ربیع الاول             شهادت امام حسن عسکرى (علیه السلام) - سال ۲۶۰ هجرى قمرى

 ۹ ربیع الاول             هلاکت هشام بن عبدالملک - سال ۱۲۵هجرى قمرى

 ۱۰ ربیع الاول            رحلت عبدالمطّلب، جدّ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  - سال

                               هشتم  عام الفیل

 ۱۰ ربیع الاول            ازدواج حضرت محمد  صلی الله علیه و آله و سلم  با خدیجه کبرى سلام الله

                               علیها - سال ۲۵ عام الفیل 

 ۱۲ ربیع الاول            قیام مختار در کوفه - سال ۶۶ هجرى قمرى

 ۱۲ ربیع الاول            میلاد مسعود پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم  به روایتی

 ۱۴ ربیع الاول            هلاکت هادى عباسى - 

 ۱۴ ربیع الاول            خلافت هارون الرّشید - سال ۱۷۰ هجرى قمرى

 ۱۵ ربیع الاول            سریه حمزة بن عبدالمطلب  علیه السلام  - سال دوّم هجرى

 ۱۵ ربیع الاول            هلاکت یزید بن معاویه - سال ۶۴ هجرى قمرى

 ۱۵ ربیع الاول            خلافت معاویه دوّم اموى - سال ۶۴ هجرى قمرى

 ۱۵ ربیع الاول            وفات أعمش کوفى - سال ۱۴۸ هجرى قمرى

۱۷ ربیع الاول            میلاد مسعود پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم  - اوّل عام الفیل  ـ

                               زادروز فرخنده امام جعفر صادق  علیه السلام  - سال ۸۳ هجرى قمرى

 ۲۰ ربیع الاول            حکومت ولید بن یزید اموى - سال ۱۲۵ قمرى

۲۰ ربیع الاول            خلافت متّقى عباسى - سال ۳۲۹ هجرى قمرى

 ۲۲ ربیع الاول            غزوه بنى نضیر - سال چهارم هجرى‏قمرى

 ۲۵ ربیع الاول            غزوه دومة الجندل - سال پنجم هجرى قمرى

 ۲۵ ربیع الاول            صلح امام حسن مجتبى  علیه السلام  - سال ۴۱ هجرى قمرى

 

ربیع الثانی در گذر تاریخ

۱ ربیع الثانی               قیام توّابین - سال ۶۵ هجری قمری

۲ ربیع الثانی               قتل عبدالله بن معتز در زندان مقتدر عباسى ، سال ۲۹۶ هجرى قمرى 

 ۳ ربیع الثانی              پیمان شکنى امین در برابر برادرش مأمون - سال ۱۹۴ هجرى قمرى

 ۴ ربیع الثانی              وقوع غزوه غابه - سال ششم هجرى قمرى

 ۴ربیع الثانی              درگذشت منتصر باللّه عباسى - سال ۲۴۸ هجرى قمرى

 ۵ ربیع الثانی              خلافت مستعین عباسى - سال ۲۴۸ هجرى قمرى

 ۸ ربیع الثانی              میلاد مسعود امام حسن عسکرى  علیه السلام  - سال ۲۳۲ هجرى قمرى

  ۹ ربیع الثانی             قتل ابن فرات، وزیر شیعه مذهب عباسى - سال ۳۱۲ هجرى قمرى

۱۵ ربیع الثانی            زندانى شدن محمدبن قاسم علوى درنزدمعتصم - سال ۲۱۹ هجرى قمرى

 ۱۵ ربیع الثانی            کشته شدن اوتامش، سردارمعروف عباسى - سال ۲۴۹ هجرى قمرى

 ۲۳ ربیع الثانی            وفات معتضد باللّه عباسى - سال ۲۸۹ هجرى قمرى

 ۲۳ ربیع الثانی           خلافت مکتفى عباسى - سال ۲۸۹ هجرى قمرى

 ۲۸ ربیع الثانی            درگذشت موسى مبرقع، در شهر مقدس قم - سال ۲۹۶ هجرى قمرى

 ۳۰ ربیع الثانی            وفات زینب بنت خزیمه، همسر رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم

                                   - سال چهارم هجرى قمرى

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بامداد  |