تبليغاتX
دایره المعارف کوچک دینی - ايستگاه آخر 4

دایره المعارف کوچک دینی

آشنایی با ادیان و مذاهب

ايستگاه آخر 

(4)

گل

عطري خوشبوي مخصوص مومنان

 

پيرامون پديده هول انگيز "مرگ" سخن مي رانديم؛ از پيچيدگي و رازآلودگي، اضلاع ناشناخته و حتي بدشناخته اين سرنوشت محتوم و اين حقيقت مکتوم نکته ها گفتيم.

آنچه گذشت به اختصار اين بود که:

در ذهن و زبان برخي، مرگ چونان عفريتي عجوزه است که بر بلنداي زندگي ايستاده و تشنه کام جان آدمي است.

بينش ماديگرايانه، مرگ را قانون طبيعت و نتيجه استهلاک و به تحليل رفتن قواي جسماني تفسير مي کند.

براي برخي ديگر، مرگ فسون و افسانه اي بيش نيست، دروغي بزرگ که هميشه راست در مي آيد.

تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است.

اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.

آنگاه در پرتو آيات کتاب نور آموختيم که:

1. موت نيست که وفات است، فنا نيست که توفّي (به تمامت گرفتن) و سرچشمه آب بقاست

2. امري وجوديست و نه عدمي

3. پايان نيست که آغاز است؛ گذشت از دنيا و بازگشت به آخرت است

4. سنت عمومي خدا در کائنات است؛ همه چيز ميراست جز ذات ناميراي او

و اينک دل و جان بسپاريم به فرمايشات درربار ائمه هدي عليهم السلام و ببينيم تصوير مرگ در انديشه و زبان اين ذوات مقدس چگونه است:

مرگ از منظر روايات

1 ـ از اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) درخواست شد مرگ را وصف كند، فرمود: براي گروهي نويد به نعمت‌هاي هميشگي است و براي دسته‌اي وعيد به عذاب ابد و براي طايفه‌اي هول و ترس است: "إمّا بشارة بنعيم الأبد وإمّا بشارةٌ بعذاب الأبد، وإمّا تحزين و تهويل"(1).

در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) مي‌بينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليه‌السلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛

2 ـ از امام مجتبي (عليه‌السلام) سؤال شد: مرگي كه مردم به آن آگاهي ندارند چيست؟

فرمود: بزرگترين سروري است كه بر مؤمنان وارد مي‌شود؛ چرا كه از سراي سختي‌ها به نعمت‌هاي هميشگي انتقال مي‌يابند و بزرگترين درد و مصيبت است بر كافران، زيرا از دنيا كه بهشتش محسوب مي‌داشتند به آتشي منتقل خواهند شد كه هيچ نابودي و زوال ندارد: "ما الموت الذى جهلوه؟ قال: أعظم سرور يرد علي المؤمنين إذنقلوا عن دارالنّكد إلي نعيم الأبد، و أعظم ثبور يرد علي الكافرين إذنقلوا عن جنّتهم إلي نارلاتبيد و لا تنفد"(2)

3 ـ امام حسين (عليه‌السلام) در روز عاشورا چهره‌ي‌ زيبايي از مرگ ترسيم كرد، در حالي كه آن به آن به مرگ نزديك مي‌شد و چهره ملكوتي او برافروخته تر و گل‌گون‌تر مي‌گشت؛ در آن حال خطاب به ياران باوفا فرمود: "صبراً بنى الكرام، فما الموت إلّا قنطرة يعبر بكم عن البؤس و الضّرّاء إلي الجنان الواسطة و النّعيم الدائمة، فأيّكم يكره أن ينتقل من سجن إلي قصر، و ما هو لأعدائكم إلّا كمن ينتقل من قصر إلي سجنٍ و عذابٍ، إنّ أبى حدّثنى عن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) إنّ الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر و الموت جسر هؤلاء إلي جنانهم و جسر هؤلاء إلي جحيمهم، ما كذبت و لا كذبت"(3)؛ شكيبايي كنيد اي فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلي است كه شما را از ناراحتي‌ها و رنج‌ها به باغ‌هاي وسيع بهشت و نعمت‌هاي جاودان منتقل مي‌كند. كدام يك از شما از انتقال يافتن از زندان به قصر ناراحتيد؟ امّا مردن نسبت به دشمنان شما مانند اين است كه شخصي را از قصري به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل فرمود: كه دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به باغ‌هاي بهشت و پل اينان به جهنم خواهد بود. نه برايم دروغ گفته اند و نه من دروغ مي‌گويم.

4 ـ از امام سجّاد (عليه‌السلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "للمؤمن كنزع ثيابٍ و سخةٍ قملةٍ و فكّ قيود و أغلال ثقيلةٍ و الاستبدال بأفخر الثّياب و أطيبها روائح و أوطي‌ي‌ المراكب و آنس المنازل و للكافر كخلع ثيابٍ فاخرةٍ و النقل عن منازل أنيسةٍ و الاستبدال بأوسخ الثّياب و أخشنها و أوحش المنازل و أعظم العذاب"(4)؛ مرگ براي مؤمن مانند كندن لباس چركين و پر حشره است و گشودن غل و زنجيرهاي سنگين و تبديل آن به فاخرترين لباس‌ها و خوشبوترين عطرها و راهوارترين مركب‌ها و مناسب ترين منزل‌ها و براي كافر مانند كندن لباس فاخر و انتقال از منزل‌هاي مورد علاقه و تبديل آن به چركترين و خشن ترين لباس‌ها و وحشتناكترين منزل‌ها و بزرگترين عذاب‌هاست.

5 ـ به امام صادق (عليه‌السلام) عرض شد مرگ را براي ما وصف كن.

فرمود: براي مؤمن مانند بهترين بوي خوشي است كه آن را ببويد و آن بوي پاكيزه سبب شود همه‌ي‌ درد و رنج از او رخت بربندد و براي كافر مانند گاز گرفتن و گزيدن افعي‌ها و كژدم‌هاست يا شديدتر: "للمؤمن كأطيب ريح يشمّه فينعس لطيبه وينقطع التّعب و الألم كلّه عنه و للكافر كلسع الأفاعى و لدغ العقارب أو أشدّ..." (5). بنابراين، مرگ براي مؤمن به منزله بوييدن بهترين گل و عطر و براي كافر همانند گزيدن مار و عقرب است.

6 ـ حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) بر بيماري وارد گرديد كه در حال بي‌هوشي مرگ بود و به كسي پاسخ نمي‌داد. اطرافيان بيمار گفتند: يابن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) دوست داريم حقيقت مرگ و وضع بيمار ما را شرح دهيد. فرمود: "الموت هو المصفّاة تصفّى المؤمنين من ذنوبهم فيكون آخر ألمٍ يُصيبهم كفّارة آخر وزر بقى عليهم و تصفّى الكافرين من حسناتهم فيكون آخر لذّة أو راحة تلحقهم، و هو اخر ثواب حسنة تكون لهم و أمّا صاحبكم هذا فقد نخل من الذنوب نخلا ً و صفّي من الاثام تصفية و خلّص حتي نقى كما ينقى الثّوب من الوسخ و صلح لمعاشرتنا أهل البيت فى دارنا دارالأبد" (6)؛ مرگ وسيله و ابزار تصفيه است كه همه بايد از آن بگذرند، كه مؤمنان را از گناه پاك مي‌كند و آخرين ناراحتي اين عالم است و كفّاره آخرين گناهان آنان به شمار مي‌رود. در حالي كه كافران را از نعمت‌هايشان جدا مي‌كند و آخرين لذّتي است كه به آنان مي‌رسد و آخرين پاداش كار خوبي است كه احياناً انجام داده اند. امّا اين بيمار محتضر شما به طور كلّي از گناهانش پاك شد و از معاصي بيرون آمد و خالص شد؛ آن سان كه لباس چركين با شستشو پاك مي‌شود. او هم اكنون اين شايستگي را پيدا كرد كه در سراي جاويد با ما اهل بيت باشد(7).

تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است؛ اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.

7 ـ از حضرت جوادالائمه (عليه‌السلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "هو النّوم الّذى يأتيكم كلّ ليلة إلّا أنّه طويل مدّته لاينتبه منه إلّا يوم القيامة. فمن رأي فى نومه من أصناف الفرح ما لا يقادر قدره و من أصناف الأهوال ما لا يقادر قدره فكيف حال فرح فى النّوم و وجل فيه. هذا هو الموت. فاستعدّوا له"(8)؛ مرگ همان خوابي است كه هر شب به سراغ شما مي‌آيد، جز اين كه مدّتش طولاني است و انسان از آن تا روز قيامت بيدار نمي‌شود. هر كسي در خوابش آن اندازه از انواع خوشحالي‌ها و اقسام وحشت‌ها مي‌بيند كه نمي‌تواند به حساب آورد. پس حال خوشحالي و ترس در خواب چگونه است؟ اين همان مرگ است. بنابراين، براي آن آماده شويد.

باري روايات فراوان ديگري در اين زمينه به چشم مي‌خورد كه حقيقت مرگ در برخي از آنها وصف و در برخي تعريف شده است؛ چنان‌كه در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) مي‌بينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليه‌السلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛ آن سان كه در قرآن آمده است: "الّذي خلق الموت و الحيوة لِيبْلُوَكم أيّكم أحسن عملا ً"(9)؛ خدايي كه مرگ و زندگي را آفريد تا شما بندگان را بيازمايد تا كدام نيكوكارتر و خلوص اعمالش بيشتر است. بنابراين، حيات و ممات دو نحوه‌ي‌ حركت از حركت‌هاي شي‌ي‌ متحرّك است.

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) مرگ را در عبارتي شيرين و شيوا چنين وصف فرمود: "يا على... ما خلقت أنت و لا هم لدار الفناء بل خلقتم لدار البقاء و لكنّكم تنتقلون من دار إلي دار"(10)؛ اي علي تو و مردم براي سراي فاني آفريده نشديد، بلكه براي بقا در سراي جاودان خلق گشته و از سرايي به سرايي دگر منتقل خواهيد شد.(11)

___________________

(1) بحار، ج 6، ص 153.

(2) همان، ص 154.

(3) بحار، ج 6، ص 154.

(4) همان.

(5) بحار، ج 6، ص 152.

(6) همان، ص 155.

(7) ر.ك معاني الأخبار صدوق، ص287، باب معني الموت.

(8) بحار، ج 6، ص 154.

(9) سوره‌ي‌ ملك، آيه‌ي‌ 2.

(10) بحار، ج37، ص146.

(11)تفسير موضوعي قرآن، ج4، جوادي آملي


 شکوري_گروه دين و انديشه تبيان
منبع
+ نوشته شده در  ساعت   توسط م.ب  |