
شبهه نهم
در يکي از آيات قرآن الله مي گويد: ما از رگ گردن شما به شما نزديکتريم ( ق / 16) و در جاي ديگر مي گويد " الله بر روي تختش نشسته است ( حديد / 4) و در جاي ديگر مي گويد: " تخت الله بر روي آب بنا شده است ( هود / 7 ) از مجموع اين سه آيه چنين برداشت مي شود که در کنار رگ گردن آنقدر آب وجود دارد که تخت الله بر روي آب شناور است و الله نيز بر روي آن تخت نشسته است!!
جواب
قبل از بيان جواب مقدمه اي را عرض مي کنيم:مقدمه: به گزارش خود قرآن، آيات قرآن بر دو قسمند. عده اي از آيات محکم هستند ( آياتي که بقدري روشنند که جاي گفتگو و بحث ندارند ) مانند قل هو الله احد، ليس کمثله شيء، للذکر مثل حظ الانثيين اما عده اي ديگر از آيات متشابه هستند ( آياتي که احتمالات مختلف در مورد آن داده مي شود و در بدو نظر ممکن است در ذهن مخاطب معنائي غير از معناي صحيح بيايد ) مانند بعضي از صفاتي که در مورد خداوند در قران آمده است مثل آيه يدالله فوق ايديهم يعني دست خداوند فوق تمام دستهاست. در ابتداي امر به ذهن مخاطب چنين مي آيد که خداوند واقعا مثل انسانها دست دارد در حاليکه کلمه يد الله کنايه از قدرت خداوند است. يکي از متشابهات قران همين آيه اي استکه اشکال کننده در مورد تخت خداوند مطرح کرده است. خداوند در آيه 4 سوره مبارکه حديد مي فرمايد: الرحمن علي العرش استوي... معناي اوليه آيه اينست که خداوند چهار زانو بر عرش ( تخت پادشاهي ) نشسته است. اما اين معنا مراد خداوند نيست بلکه طبق روايتي که از امام باقر عليه السلام وارد شده اين جمله کنايه ازاينستکه خداوند بر همه چيز احاطه دارد و انسانها بايد در تمام افعال خود نهايت دقت را داشته باشند ( چرا که او از مقام عرش نظاره گر اعمال ماست ).
بنا بر اين منشا اين اشکال به انجائي بر ميگردد که اشکال کننده از آيات متشابه و کنائي بودن اين آيات مطلع نبوده است.
جواب اشکال
آيه اول: سوره ق آيه 16: و نحن اقرب اليه من حبل الوريد يعني ما از رگ قلب شما به شما نزديکتريم.
در هر سه آيه از کنايه استفاده شده که در آيه اول و دوم خداوند به صورت کنايه به نظارت خود بر اعمال انسانها اشاره دارد و در آيه سوم خداوند به صورت کنايه به ابتداي خلقت کائنات اشاره دارد که به صورت مواد مذاب ( گاز هاي فشرده ) بوده است.
توضيح: حيات جسماني ما وابسته به رگي است که خون را به طور مرتب از يک سو وارد قلب و از يک سو خارج کرده و به تمام اعضا مي رساند که اگر يک لحظه در عمل آن وقفه ايجاد شود فوراً مرگ سراغ ما مي آيد. در اين آيه از اين رگ تعبير به وريد مي کند. بنا بر اين مراد از حبل الوريد تمام جان آدمي است ( که بسته به رگ قلب يا به تعبير بعضي ها رگ گردن است ) و ميخواهد بفرمايد که خداوند از جان آدمي نيز به او نزديک تر است.
نزديکي خداوند از جان آدمي به او کنايه از آگاهي کامل خداوند از اعمال و افعال ما انسانها است.
آيه دوم: سوره حديد آيه 4: الرحمن علي العرش استوي يعني خداوند بر عرش نشسته است.
توضيح: همچنانکه در مقدمه عرض کرديم اين آيه کنايه از اينستکه خداوند بر تمام اعمال ما نظاره گر است. از احمد ابن حنبل که از بزرگان اهل سنّت است سوال کردند منظور از اين آيه چيست که مي گويد: خداوند بر عرش نشسته است ؟ احمد ابن حنبل در جواب گفت: ما نمي دانيم چيست. سوال نکنيد که بدعت است !! اما همين سوال را وقتي از امام باقر عليه السلام پرسيدند فرمود: اعلم انک لن تخلو من عين الله فانظر کيف تکون فان لم تکن تراه فانه يراک يعني اين جمله کنايه است و ميخواهد بفرمايد که تو هرگز از ديدگاه خدا خالي نيستي و هميشه او تو را مي بيند پس در اعمال خود بنگر که به چه نحو عمل مي کني پس اگر او را نمي بيني بدان که او تو را مي بيند.
بنا بر اين، اين آيه هم کنايه از اينستکه خداوند بر تمام اعمال ما نظاره گر است و از تمام اعمال ما آگاه است
آيه سوم: سوره هود آيه 7: و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و کان عرشه علي الماء يعني او کسي است که خلق کرده است آسمان و زمين را در حاليکه تخت او بر آب بوده است.
توضيح: براي توضيح اين آيه بايد با دو مفهوم عرش و ماء آشنا شويم:
واژه عرش: در اصل لغت به معناي سقف است و در اصطلاح به تختهاي سلاطين و پادشاهان گفته مي شود. از اين طرف؛ هم در زبان عرب و هم در زبان فارسي از عرش ( يا همان تخت پادشاهي ) براي کنايه از قدرت استفاده مي کنند يعني زماني که مي گويند تخت فلان پادشاه از بين رفت يعني قدرت او تمام شد بر همين اساس زماني که کلمه عرش را در مورد خداوند بکار ببرند يقينا تمام پهنه هستي را در بر مي گيرد چرا که قدرت او بي حد و حصر است و همه هستي را شامل مي شود {خلاصه اينکه عرش الهي يعني تمام پهنه هستي كه تحت قدرت خداوند است}
واژه ماء : دو معنا دارد يکي به معناي همين آب است يکي اينکه به هر شيئ مايع ماء گفته مي شود مانند فلزاتي که مذاب شده اند.
با توجه به توضيحي که در مورد اين دو واژه داشتيم مي گوئيم: خداوند مي فرمايد: عرش خداوند ( يعني همه هستي كه تحت قدرت اوست ) از ماء ( مواد مذاب ) تشکيل شده است. يعني روزي تمام هستي مواد مذاب بوده است ( که منظور گازهاي بسيار فشرده است که به شکل مواد مذاب بود).
خلاصه: در هر سه آيه از کنايه استفاده شده که در آيه اول و دوم خداوند به صورت کنايه به نظارت خود بر اعمال انسانها اشاره دارد و در آيه سوم خداوند به صورت کنايه به ابتداي خلقت کائنات اشاره دارد که به صورت مواد مذاب ( گاز هاي فشرده ) بوده است. و ندانستن همين امر ( يعني کنائي بودن آيات ) باعث خيالبافي هائي از ناحيه اشکال کننده شده است.
ماخذ جواب: تفسير نمونه، ذيل تفسير آيات مذكوره، و تفسير بيان ذيل، تفسير آيه 27 سوره مومنون
تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه_ شکوري
